جنبش عماریون فاراقلیطشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۹۷

فاراقلیط کیست؟(+ فایل صوتی)حقیقتی که مسیحیت از افشای آن هراس دارد

سخن دوست :امام حسین (ع) : بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

گرفته شده از سایت فاراقلیط

ظهور نزدیک است و نزدیکتر اگر ما بخواهیم

فاراقلیط کیست؟

فاراقلیط ، حقیقتی که مسیحیت از افشای آن هراس دارد.

ولادت و تحصیلات مسیحی :

موشه بن یوحنا بن وراده بن شموئیل بن پاتریس، در سال۱۲۶۰ ه.ق [۱] در یک خانواده مسیحى ساکن کلیساى کندى، در شهر ارومیه[۲] دیده به‏ جهان گشود.[۳]

پدر و اجداد او، همه از روحانیان و کشیشان بزرگ مسیحى بوده و در شهر ارومیه به تبلیغ و نشر آیین مسیحیت مشغول بوده‏اند.[۴]

او از ابتداى کودکى تحت سرپرستى پدر روحانیش احکام و عقاید مسیحیت را آموخت. سپس در زادگاهش به عنوان محصل علوم دینى به طور رسمى در جلسات تدریس عالمان مسیحى حاضر شد. وى نزد استادان مرد و زن مسیحى از فرقه‏هاى پروتستان و کاتولیک، به تحصیل علوم دینى پرداخت و کتاب‏هاى تورات، انجیل و سایر علوم رایج نصرانیت در آن زمان را به خوبى فرا گرفت.[۵]

موشه، دوازده ساله بود که با جدیت و اشتیاق کامل این مرحله از دانش اندوزى را به خوبى به پایان برد و به درجه (قسیسیت) کشیشی نایل آمد. وى این مرحله از روحانیت را کافى ندانسته، زادگاهش را به قصد واتیکان ترک و بعد از تحمل مشقات فراوان و پشت‏ سرگذاشتن سرزمین‏هاى بسیار، به مقصد خود رسید و براى کسب مدارج عالى علوم مسیحیت، وارد حوزه علمیه جهانى مسیحیت شد. او در آن مکان به فراگیرى احکام، معارف و کسب مراحل معنوى پرداخت.

اقامت او در واتیکان [۶] تقریباً ۶ سال طول کشید؛ در این مدت علاوه بر تخصص در عقاید و آیین مسیحیت، بر اصول و فروع ملل و مذاهب مختلف آن دین و احکام آن‏ احاطه کامل پیدا کرد. از آنجا که او از شاگردان ممتاز دوره ی تحصیلى خود به شمار مى‏رفت، بسیار مورد احترام و اکرام استادانش بود.[۷]

حادثه ای سرنوشت‏ساز:

تحصیلات او در آیین مسیحیت، تا هجده سالگى به طول انجامید. تا این که حادثه‏اى شگفت موجب شد، او سرّى از اسرار بزرگ عالم را کشف کند. حادثه‏اى که راه زندگى علمى، دینى و معنوى او را تغییر داد و او را از کوره راه‏هاى انحراف مسیحیت، به صراط مستقیم و نورانى اسلام سوق داد و موجبات پذیرش بندگى خداوند یکتا را در او فراهم کرد. وى آن حادثه را چنین نقل مى‏کند:[۸]

بخشی از انجیل متعلق به حدود هشت قرن پیش

بعد از ورودم به واتیکان نزد استادان آن دیار به تحصیل علوم مسیحیت پرداختم، به ویژه استادى از فرقه کاتولیک که از نظر موقعیت اجتماعى داراى مقامى والا بود و در زهد و تقوا شهرت بسزایی داشت. از این روى داراى مریدان و پیروان فراوانى از فرقه کاتولیک بود. عوام و خواص از اعیان و اشراف و صاحب منصبان این فرقه نزد او حاضر، و هدایاى نفیسی به او تقدیم مى‏کردند. از طرف دیگر او از نظر علمى، مراتب عالى را طى کرده و از استادان معروف بود. هر روز صدها نفر روحانى زن و مرد در درس او حاضر می شدند، و از تعلیم معارف عالى او با اشتیاق کامل بهره مى‏بردند. در میان شاگردان خود، به من عنایت خاصى داشت. از این رو علاوه بر اظهار محبت نسبت به من، تمام کلیدهاى محل سکونت خود را به من سپرده بود، جز کلید یک اتاق کوچک که تنها نزد خودش بود.

از این که کلید آن اتاق کوچک را به من نسپرده بود، در دلم به او بدبین شدم و دائم پیش خود مى‏گفتم: لابد در آن اتاق، اشیاء قیمتى اهدایى را ذخیره کرده است و نمى‏خواهد من آن‏ها را ببینم، پس او تظاهر به زهد، مى‏کند! این احساس درونى ام را هرگز بروز ندادم تا این که روزى استاد کسالت پیدا کرد و در کلاس درس، حاضر نشد. مرا طلبید و گفت: به شاگردان بگو من کسالت دارم و نمى‏توانم در کلاس درس حاضر شوم و به آن‏ها بگو بروند. هنگامی که از نزدش بازگشتم، دیدم شاگردان در مورد مسایل مختلف دینى به مباحثه مشغول هستند تا این که بحث آن‏ها به نام ]فارقلیطا[فاراقلیط،»فارقلیطا«رسید که در انجیل چهارم، باب ۱۴ و ۱۵ و ۱۶، عیسى، آمدن او را بشارت داده بود.

هرکس نظرى داد و بعد از آن پراکنده شدند. من هم نزد استاد آمدم. او گفت: شاگردان در مورد چه چیزی بحث مى‏کردند؟ گفتم: موضوعات گوناگون، از جمله نام »فارقلیطا« و هرکس نظرى داشت. استاد به من گفت نظر تو چیست؟ گفتم: من نظر فلان مفسر مسیحى را بهتر مى‏دانم. گفت: تو مقصر نیستى؛ ولى همه آن نظرات دور از واقعیت هستند، چرا که حقیقت آن نام، فقط نصیب راسخان در علم مى‏شود.

اشتیاق درک این حقیقت مرا از خود بى خود نمود و با التماس فراوان، از استادم، تفسیر آن نام را خواستار شدم. استادم گریه کرد و گفت: اى فرزند روحانى! تو پیش من عزیزترین مردم هستى و من چیزى از تو مضایقه ندارم. اگر تفسیر آن نام را به تو بگویم، از جانب مسیحیان، جان من و تو در خطر خواهد افتاد؛ مگر آن که تعهد کنى قبل و بعد از مرگ من، نام مرا نبرى و تفسیر آن را به من نسبت ندهى چون که قبل از مرگ، جان خودم در خطر خواهد افتاد و بعد از مرگم، جان خانواده‏ام. من نیز به اسماء الهى قسم یاد کردم که این خواسته او را برآورده کنم و به شرط او عمل نمایم.

او گفت: اى فرزند روحانى! این نام، از اسامى مبارک پیامبر مسلمانان است و به معنى احمد و محمّد (صلی الله علیه و آله)می باشد. پس کلید آن اتاقى را که فقط نزد خودش نگه داشته بود، به من داد و گفت، به آن جا برو و فلان صندوق را باز کن و آن دو کتاب موجود در آن را نزد من بیاور! من نیز چنین کردم.

آن دو کتاب به خط یونانى و سریانى، قبل از ظهور پیامبر اسلام و با قلم بر پوست حیوان نوشته شده بودند. در آنها لفظ فارقلیطا را به معنی احمد و محمّد (صلی الله علیه و آله و سلم)ترجمه نموده بودند. گفت: اى فرزند روحانى! بدان که همه عالمان، مفسران و مترجمان مسیحى قبل از ظهور پیامبر اسلام، پذیرفته بودند که لفظ «فارقلیطا» به معنى احمد و محمّد ]صلی الله علیه و آله[ است؛ اما آنان بعد از ظهور آن حضرت، تمامى کتاب‏هاى تفسیر، لغت و ترجمه‏هاى مربوط به این مسئله را به خاطر ریاست و رسیدن به اموال و منفعت دنیوى و یا به خاطر عناد و حسادت، تحریف کرده و بعضى را نیز از بین بردند.

نوشته زیر متن تلخیص نشده از کتاب “انیس الاعلام نوشته محمد صادق فخر الاسلام ” است.

از سبک و ترتیب آیاتی که در این انجیل موجود است این معنی به آسانی معلوم می شود که منظور صاحب انجیل شریف وکالت و شفاعت و تعزّی و تسلّی نبوده و روح نازل در یوم الدار[*] نیز نبوده زیرا که جناب عیسی آمدن فارقلیطا را مشروط و مقیّد به رفتن خود می نمایند ” تا من نروم فارقلیطا نخواهد آمد) انجیل یوحنا، باب ۱۶: ۷)زیرا که اجتماع دو نبّی مستقل صاحب شریعت عامّه در زمان واحد جایز نیست! در حالیکه روح نازل در یوم الدار که مقصود از آن روح القدس است با بودن حضرت عیسی بر آن جناب و حواریّون نازل شد.

آیا فراموش کرده اند قول صاحب انجیل اوّل[**] را که در باب سوّم از انجیل خود می گوید همین که عیسی بعد از تعمید یافتن از یحیی تعمید دهنده از نهر اردن بیرون آمد روح القدس در صورت کبوتر بر آن جناب نازل شد(متی باب۳، عبارت ۱۶ )و همچنین با بودن خود جناب عیسی روح برای دوازده شاگرد نازل شده بود چنانچه صاحب انجیل اوّل در باب دهم از انجیل خود تصریح کرده اند:

جناب عیسی هنگامی که دوازده شاگرد را به شهر های اسرائیلی می فرستاد ایشان را بر اخراج ارواح پلید و شفا دادن هر مرض و رنجی قوت داد (انجیل متی باب ۱۰ ، عبارت ۱)مقصود از این قوه ،قوۀ روحانی ست نه جسمانی. زیرا که این کارها از قوۀ جسمانی صورت نمی بندد و قوۀ روحانی عبارت است از تأیید روح القدس.

در آیه ۲۰ از باب مذکور جناب عیسی خطاب به دوازده شاگرد می فرماید: زیرا گوینده شما نیستید بلکه روح پدر شما در شما گویاست و مقصود از روح پدر شما همان روح القدس است و همچنین صاحب انجیل سوّم در باب نهم از انجیل خود تصریح می نماید: پس دوازده شاگرد خود را طلبیده به ایشان قدرت و اقتدار بر جمیع دیوها و شفادادن امراض عطا فرمود(انجیل لوقا باب ۹ ، عبارت ۱)و همچنین در باب دهم می گوید جناب عیسی آنها را جفت جفت فرستاد و ایشان مؤید به روح القدس بودند.

و در عبارت ۱۷ می فرماید: آن هفتاد نفر با خر بر می گشتند و گفتند: ای خدا! دیوها هم به اسم تو اطاعت می کنند.

پس نزول روح مشروط به رفتن عیسی مسیح نبود. اگر منظور از فارقلیطا روح القدس بود این کلام”تا من نروم فارقلیطا نخواهد آمد” از جناب مسیح علیه السلام غلط و اضافه و لغو خواهد بود و شأن مرد حکیم نیست که به کلام لغو سخن گوید تا چه رسد به نبی خدا پس منظور از لفظ فارقلیطا چیزی نیست جز احمد و محمّد صلی الله علیه و آله.

پرسیدم دربارۀ دین نصرانی چه می گوئید؟ گفت: ای فرزند روحانی دین نصرانی به سبب ظهور شرع شریف حضرت محمّد صلی الله علیه و آله منسوخ است. و این لفظ را سه مرتبه تکرار کرد. پرسیدم: در این زمان راه نجات و صراط مستقیم چیست؟ گفت: راه نجات و صراط مستقیم منحصر است به پیروی محمّد صلی الله علیه و آله. گفتم: آیا پیروان ایشان از اهل نجاتند. گفت: آری والله آری والله والله!!

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

توضیحات

[*] مقصود روز پنطیکاست معروف است که به عقیدۀ مسیحیان در آن روز روح القدس به شدت هر چه تمام تر مانند بادی به حواریّون نازل شد. (اعمال رسولان باب۲: ۱۲-۱)

[**] مقصود از انجیل اول همان انجیل متی است که در باب سوم داستان تعمید دادن یحیی تمام یهودیه و فریسیان و صدوقیان را نقل می کند و در آخر عبارت ۱۶تعمید عیسی را بیان می کند و در عبارت ۱۷ می گوید: اما عیسی چون تعمید یافت فوراً از آب برآمد که در ساعت آسمان بر وی گشاده شد و روح خدا را دید که مثل کبوتری نزول کرده بر وی می آید.

پینوشت:

[۱] در منابع رجالى و تراجم، تاریخ تولد وى ذکر نشده است؛ اما همان طور که در ادامه بحث خواهد آمد وى در سال ۱۳۰۵ ه.ق. براى زیارت به مشهد مقدس تشرف یافت و قبل از آن، ۱۶ سال در نجف اشرف و کربلاى معلاّ به تحصیل علوم اسلامى اشتغال داشت. قبل و بعد از تحصیلاتش در نجف و کربلا، چند سالى (کمتر از ده سال)در ارومیه به تحصیل و تبلیغ مشغول بود. مقطع زمانى تولد تا ۱۸ سالگى نیز دوران کودکى و تحصیلات علوم مسیحیت وى را در ارومیه و واتیکان تشکیل مى‏دهد.

بنابراین عمر شریف وى در قبل از سال ۱۳۰۵ ه.ق. حدود ۴۵ سال بوده است. و اگر آن را از سال ورودش به مشهد مقدس کسر کنند، سال ۱۲۶۰ ه.ق. به دست مى‏آید که سال تقریبى ولادت محمدصادق فخرالاسلام خواهد بود.

[۲] ارومیه، مرکز آذربایجان غربى است که در جنوب شهرستان خوى، در شمالِ شهرستان مهاباد، در غرب دریاچه ارومیه و در شرق کشورهاى ترکیه و عراق قرار گرفته است. این شهر تا تهران حدود ۹۲۰ کیلومتر و با شهر تبریز حدود ۲۹۰ کیلومتر فاصله داردنظرى به تاریخ آذربایجان، ص ۴۱

[۳] انیس الاعلام فى نصرة الاسلام، ج ۱، ص الف مقدمه) ؛ ریحانة الادب، ج ۴، ص ۳۰۱٫)

[۴] انیس الاعلام، ج ۱، ص ۶٫

[۵] استادانى مثل «رآبى (خاخام)یوحناى بُکِیر، قسیس یوحناى جان، رآبى عاژ، رآبى تالو، قسیس (کشیشک ) ورکز و…».

[۶] نام شهرى است در شمال غربى شهر رمایتالیا که مرکز استقرار پاپ، رهبر کاتولیک‏هاى جهان است. این شهر که فقط ۴۴ هکتار مساحت دارد امروزه در حکم یک دولت مستقل مذهبى است و در بیشتر کشورهاى دنیا نمایندگان مذهبى دارد که آنان در حکم نمایندگان سیاسى هستند (لغت نامه دهخدا، ج ۱۴، ص ۲۰۳۵۵٫)

[۷] انیس الاعلام، ج ۱، ص ۶ و ۷٫

[۸] با تلخیص و تغییر عبارات

[button color=”red” size=”small” link=”http://” icon=”” target=”false”]فایل صوتی بخش اول [/button]

[button color=”blue” size=”medium” link=”http://twelveimam313.com/wp-content/uploads/2016/04/فاراقلیط.mp3″ icon=”” target=”true”]دانلود فایل صوتی [/button]
نظرات و ارسال نظر